هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
206
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
عبد اللّه بن ابى ، همراهش آمدند فرمان داد تا بازگردند و فرمود : ما از شرك براى مبارزهء با شرك ، يارى نمىجوييم . بنابراين عبد اللّه و همپيمانانش كه تعدادشان 300 نفر يا بيشتر بود ، بازگشتند و پيامبر به همراهى 700 تن از مسلمانان باقى ماند و به راهش ادامه داد تا به « احد » رسيد يارانش را آماده كارزار كرد و نقشهء دقيقى براى نبرد كشيد ، به پنجاه تن از نيزهداران فرمان داد كه در پشت مسلمانان به طرف كوه جاى گيرند و تأكيدشان فرمود كه در جاى خود پابرجا بمانند و حتى اگر تمامى مسلمانان كشته شدند آن را ترك نگويند همچنانكه به ايشان توصيه فرمود كه هرگاه قريش در پى حمله به مسلمانان از آن جهت برآمدند ، اسبانشان را نيزه باران كنند . صفوف مسلمانان را آنچنان نظم داد كه پيروزى ايشان به يارى خداوند حتمى مىنمود . مشركان نيز آمادهء نبرد گرديده پرچمشان را به بنى عبد الدار واگذاردند اولين كسى كه پرچم را بدست گرفت طلحة بن ابى طلحة بود وقتى پيامبر ( ص ) دانست كه پرچم مشركين در دست بنى عبد الدار است پرچم را از على بن ابى طالب ( ع ) ستاند و به « مصعب بن عمير » كه از بنى عبد الدار بود سپرد ، اين يك تا لحظهء مرگ پرچم را در دست داشت . پس از شهادت وى ، پيامبر پرچم را به على بازگرداند وقتى نبرد ميان دو گروه شدت گرفت طلحة بن ابى طلحة پيش آمد و هل من مبارز طلبيد على بن ابى طالب به مبارزهاش شتافت و اين دو در همان حال كه پيامبر در جايگاهى كه براى ايشان ترتيب داده بودند نشسته و بر صحنهء كارزار نظارت مىكردند و از نزديك مراقب احوال بودند در ميان صف لشكريان به نبرد تن به تن پرداختند ، على ( ع ) آنچنان ضربهاى بر طلحة وارد آورد كه بر زمينش انداخت و سرش را بشكافت و بنا به تعبير راوى ، همچون گاو سر بريده در خونش غلتاند ؛ پيامبر خدا ( ص ) و مسلمانان تكبير گفتند . وقتى پرچمدار مشركان كشته شد برادرش عثمان بن - ابى طلحة پيش آمد و خواند : ان على رب اللواء حقا * ان يخضب الضعدة او يندقا ( پرچمدار بايد كه افراشته قامت باشد يا كه به خاك در غلتد ) . و پرچم را بدست گرفت و پيش آمد ؛ زنان از پشت سر ، پاىكوبان و دست افشان آواز مىخواندند : - ما دختران شبكارهايم * بر نازبالش مىرويم * با ناز و عشوه مىرويم - عطر دلانگيز نزد ماست * گر پيش رويد آغوش ماست * ور پشت كنيد دور مىشويم « 1 »
--> ( 1 ) شعر بالا ، سرودهء شاعر بزرگ جاهليت ، احنف بن قيس است با اندكى تغيير : ان على كل رئيس حقا * ان يخضب الصعدة او تندقا - ( م )